محمد تقي جعفري

18

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

تضاد جوشش شهوت با تعقل و راكد شدن عقل در موقع تحرك شهوت ، چيزى نيست كه نياز به توضيح و اثبات داشته باشد . نفس آدمى در موقع هيجان شهوت ، در حركتى تند و ناآگاه و دور از چون و چرا و پاسخ و اقناع ، قرار مىگيرد اين مختص براى شهوت از توجه به معناى آن كه عبارتست از بجريان افتادن خواستن ناآگاه ، به خوبى روشن مىشود ، لذا در درون مجالى براى عقل و تعقل نمىماند ، مانند اين كه انسان در مجاورت هوائى داغ قرار گرفته و بدن او از حرارت شديد متأثر باشد بطورى كه تمامى سطوح درون و اعصاب و قواى دراكهء او تحت تأثير آن حرارت شديد قرار بگيرد ، در اين حالت ، انسان نمىتواند بالاتر از حرارت رفته و اشراف به آن پيدا كرده و تعقل خود را بجريان بيندازد . در اين جملات ، مختص اساسى عشق مجازى كه از بين رفتن بينائى و بيمارى دل است صريحا گوشزد شده است . مسائل مربوط به عشق و مختصات آن را در مجلد يكم از تفسير و نقد و تحليل مثنوى بقرار زير مطرح نموده‌ايم ، مطالعه كنندهء محترم مىتواند به آن مجلد مراجعه فرمايد : 1 - پديدهء عشق . 2 - عشق يك پديدهء روانى است . 3 - عشق مانند ساير نمودهاى روانى قابل مشاهده نيست . 4 - خصوصيتى كه عشق در ميان ساير پديده‌هاى روانى دارد . 5 - عشق همهء تناقضات را حل مىكند يا در خود هضم مىنمايد . 6 - عشق و زيبائى جهان . 7 - حساسيت روح انسان عاشق . 8 - آيا عشق دو شخصيت را يكى مىكند 9 - عشق يك موجود محدود را تا بينهايت بزرگ مىكند . 10 - عشق و مسائل اجتماعى . با نظر به مسائل فوق و دقت در واقعيات مربوط به عشق ، مىتوان مطالب زير را ارائه نمود : 1 - مفهوم لغوى عشق و آن مختصاتى كه در بارهء آن ديده مىشود مانند اختلالات قواى مغزى و روانى در منابع اسلامى نه تنها ستوده نشده است بلكه همان گونه كه